دیشب خوابت را می دیدم ... مثال همیشه مرا نگاه  می کردی ... و می گفتی حالا ببینیم چه می شود!!!‌ می دانی، دیگر هیچ نخواهد شد ... دیگر نه به وعده همان نیلوفران ... نه به وعده  همان دوست داشتنمان ... ، و نه به وعده همان چشمانت زیبا چشم دل تنگ من .... نه هیچ نخواهد شد... مگر این همان نبود که می خواستی ها؟ حالا به سان همیشه تو رفتی و دیدار ما به قیامت! دارم هی به پای نرفتن التماس می کنم ... اما می دانی، گاهی اوقات انگار بی اختیار می روی... من ساده، بی هیچ، حتی بی کلمه دارم می روم!  

/ 0 نظر / 5 بازدید