سلام:
يه چند روز بود که مريض بودم....اصلاً‌ نمی دونم چرا ولی حال نوشتن نداشتم! تازه يه عالم همه کار ريخته رو سرم! بايد يه کتاب ۲۰۰ صفحه ای رو پنجشنبهء آينده تموم کنم تازه چهارشنبشم امتحان فيزيک دارم! هی....دوباره روز از نو روزی از نو...! 15.gif 
راستی يه دوست خوب واسم يه کتاب خريده که اسمش اينه < حالا که تو این همه  کتاب داری اينم روش> خيلی کتاب جالبيه! يعنی کاری که کردن باحاله!‌ نويسنده ش نسيم داوری هستش ولی اين کتاب به الفبای فارسی نوشته نشده!!!!!!!!! نويسنده ش يه خط برای خودش ساخته که به اون زبون يادداشت های روزانه ش رو بنويسه و فقط اول کتاب يک کليد خيلی کوچولو واسهء کسی که بخواد کتاب رو بخونه گذاشته! جالب اينه که اول کتاب تو مقدمه ش خود نويسنده نوشته که ( همهء اينا به يک خط ديگه ست) به نظر من کسی که اين کتاب رو داره می خونه يا خيلی با هوش و يا خيلی بی کار!!‌ ( منم که معلومه کدومشونم04.gif) ولی من از کاری که در کل کردن خيلی خوشم اومدش! که با چه اعتماد به نفسی اين کتاب رو چاپ کرده که حتی کسی نمی تونه بخونه ولی يه کسی مثل دوست من می گيرتش واسه يه کسی بی کار و الاف مثل من05.gif!‌  محتوای توی کتاب همه خيلی کم و بريده بريده ست!‌ مثلاً‌ يه روز که لادن و لاله می ميرند اين ور داشته نوشته چی کارشون داشتيد داشتن زندگيشون رو می کردند! همين!!!!!!!!  خوب ديگه در مورد اين کتاب بسه04.gif! (انگار خودم نويسنده شم دارم تبليق می کنم براش13.gif)
بعد...ا ين ماه رو خيلی خيلی دوست دارم! چون يه عالمه آدم های مهم دنيا اومدند! از جمله مادرم! نمی دونم چرا ها ولی اصلاً‌ يک ارادت خاصی به اين ماه دارم04.gif!‌ احساس می کنم ماه بی گناهی !‌ اوه اوه الان همه می ريزند ور سرم که ماه بی گناهی که توش ۲۲ بهمن ؟؟؟ هيه04.gif حالا.....يه انقلاب کوچولو هم اون وسط وسوطا شده ديگه....حالا ممکن بعدش نتيجه ش خوب نبوده ولی ....همون اتحاد مردم قابل تقدير به نظر من!

مسافر از اتوبوس
پياده شد:
"چه آسمان تميزي!"
و امتداد خيابان غربت او را برد.

غروب بود.
صداي هوش گياهان به گوش مي آمد.
مسافر آمده بود
و روي صندلي راحتي ، كنار چمن
نشسته بود:
"دلم گرفته ،
دلم عجيب گرفته است.
تمام راه به يك چيز فكر مي كردم
و رنگ دامنه ها هوش از سرم مي برد.
خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود.
چه دره هاي عجيبي !
و اسب ، يادت هست ،
سپيد بود
و مثل واژه پاكي ، سكوت سبز چمن وار را چرا مي كرد.
و بعد، غربت رنگين قريه هاي سر راه.
و بعد تونل ها ،
دلم گرفته ،
دلم عجيب گرفته است.
و هيچ چيز ،
نه اين دقايق خوشبو،كه روي شاخه نارنج مي شود خاموش ،
نه اين صداقت حرفي ، كه در سكوت ميان دو برگ اين گل شب بوست،
نه هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف
نمي رهاند.
و فكر مي كنم
كه اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد."

نگاه مرد مسافر به روي زمين افتاد :
"چه سيب هاي قشنگی!
حيات نشئه تنهايي است."

Apples2.JPG?viewimg=1&box=Inbox&MsgId=570_1434647_64312_1544_51899_0_6137_68653_1293415165&bodyPart=2&filename=Apples2.JPG&tnef=&YY=89931&order=down&sort=date&pos=0

و ميزبان پرسيد:
قشنگ يعني چه؟
- قشنگ يعني تعبير عاشقانه اشكال
و عشق ، تنها عشق
ترا به گرمي يك سيب مي كند مانوس.
و عشق ، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگي ها برد ،
مرا رساند به امكان يك پرنده شدن.
- و نوشداري اندوه؟
- صداي خالص اكسير مي دهد اين نوش.

....و حال ، شب شده بود.
چراغ روشن بود.
و چاي مي خوردند.

 چرا گرفته دلت، مثل آنكه تنهايي.
- چقدر هم تنها!
- خيال مي كنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستي.
- دچار يعني
- عاشق.
- و فكر كن كه چه تنهاست
اگر ماهي كوچك ، دچار آبي درياي بيكران باشد.
- چه فكر نازك غمناكي !
- و غم تبسم پوشيده نگاه گياه است.
و غم اشاره محوي به رد وحدت اشياست.
- خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند
و دست منبسط نور روي شانه آنهاست.
- نه ، وصل ممكن نيست ،
هميشه فاصله اي هست
.
اگر چه منحني آب بالش خوبي است.
براي خواب دل آويز و ترد نيلوفر،
هميشه فاصله اي هست.
دچار بايد بود
و گرنه زمزمه حيات ميان دو حرف
حرام خواهد شد.
و عشق
سفر به روشني اهتراز خلوت اشياست.
و عشق
صداي فاصله هاست.
صداي فاصله هايي كه
- غرق ابهامند
- نه ،
صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند
و با شنيدن يك هيچ مي شوند كدر.
هميشه عاشق تنهاست.
و دست عاشق در دست ترد ثانيه هاست.
و او و ثانيه ها مي روند آن طرف روز.
و او و ثانيه ها روي نور مي خوابند.
و او و ثانيه ها بهترين كتاب جهان را
به آب مي بخشند.
و خوب مي دانند
كه هيچ ماهي هرگز
هزار و يك گره رودخانه را نگشود.
و نيمه شب ها ، با زورق قديمي اشراق
در آب هاي هدايت روانه مي گردند
و تا تجلي اعجاب پيش مي رانند.
- هواي حرف تو آدم را
عبور مي دهد از كوچه باغ هاي حكايات
و در عروق چنين لحن
چه خون تازه محزون!

تمام!!!!!!!!

/ 20 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيما(آذرخش سرخ)

سلام.من ايران هستم.پس احتمال به صفر رسيد! امتحان من يک ماه ديگس. نمی دونم چرا نمی شينم مثل آدم درس بخونم. برام دعا کن چون واقعا امتحان مهميه.

آرزو

سلام! ايول!!!! بابا کارت رديفه داداش!!!! من هم عاشق اين شعرم! در ضمن تبليغ رو با غين می نويسن نه با قاف!!!!!!!!! آهان.... در ضمن منم دهنم مثل تو صافه!!!!! مخصوصا با همون پروژه کوفتی مون!!!!!!!!!! و همه درسای ديگه..... و در ضمن (برای سومين بار) منم عقيده دارم که بهمن ماه خوبيه چون کلی آدمای باحال توش اومدن تو دنيا!!!! و در ضمن (آخرين باره!!!) يادم نرفته عکسا رو برات بفرستم... ببخشيد دير شده... ولی می خوام سر فرصت باشه...

شهرزاد

سلام چقدر از خوندن اين شعر سهراب دلم گرفت و چقدر دوسش دارم ....مممنونممممممم...شاد باشی دوست من

mat

salam , fuck all akhoond in the world fealan bye

mat

darzemn webe ghashangi dari be maham sar bezan

samira

سلام.شما خوبی؟راستش منم گاهی وقتا از مزاح کردن بدم نمياد و حق با شماست بعضی وقتا لازمه اصلا.منتها من چون اون موقع حالم بد بود يه کمی همچين بگی نگی ازتون ناراحت شدم.

kiya

سلام .....خوبی ریرا جان من آپ کردم منتظرم......فعلا

samira

سلام.ميشه در مورد اون کتاب برای من بيشتر توضيح بدی؟!

نازنین

ميلاد مادر محترمتان را تبريک می گويم...بارانی باشی.

baran

سلام....کجايی ..کم پيدايی...:)