قير شب!

سلام:
اين هفته گذشت ولی...اصلاً‌ از هيچ روزيش استفاده نکردم!‌  نمی دونم يه چيزی مثل خوره....افتاده به جونم!‌ حوصله هيچ کاری ندارم!‌ يعنی هيچيا....! يکی که زياد نمی شناسمش و فقط باهاش حرف زدم واسم نامه نوشته که به من....به من .... احتياج داره...آخه من خودم کيم؟؟؟ نمی دونم....حالش خوب نيست....ولی منم هيچ کمکی بهش بکنم!‌  خيلی احساس خوبی داشتم احساس بی مصرفيم بهم اضافه شدش!!!!‌ دلم می خواست يه دگمهء  refresh روی صفحهء‌ زندگی منم بودش و اونو می زدم!‌ تازه يه دوست خيلی خوبمم حالش بد جوری گرفته ست....اه....می خوام همه چی خوب شه!‌ می دونم به زمان نيازه ولی نمی دونم چرا تحملم کم شده!  خبر خيلی خوبی که می تونه منو خوشحال کنه توی اين وضعيت اينه که مادرم و خواهرم رو يه ماه و نيم ديگه می بينم!‌ تازه....مادرم هم حالش سر جاش نيست...اونم خيلی خيلی خسته ست....هم روحی ...هم جسمی....خيلی نگرانشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ااااااااااااااااااه من چه قدر غر غر کردم ...حالم از خودم به هم خوردش!‌

                                                    ديرگاهي است در اين تنهايی

رنگ خاموشي در طرح لب است.<?XML:NAMESPACE PREFIX = O />

بانگي از دور مرا مي خواند،

ليك پاهايم در قير شب است.

Gray%20Scale%20Night.jpg

 

رخنه اي نيست در اين تا

ريكي:

در و ديوار بهم پيوسته.

سايه اي لغزد اگر روي زمين

نقش وهمي است ز بندي رسته.

 

نفس آدم ها

سر بسر افسرده است.

روزگاري است در اين گوشة پژمرده هوا

هر نشاطي مرده است.

 

دست جادويي شب

در به روي من و غم مي بندد.

مي كنم هر چه تلاش،

او به من مي خندد.

 

نقش هايي كه كشيدم در روز،

شب ز راه آمد و با دود اندود.

طرح هايي كه فكندم در شب،

روز پيدا شد و با پنبه زدود.

 

ديرگاهي است كه چون من همه را

رنگ خاموشي در طرح لب است.

جنبشي نيست در اين خاموشي:

دست ها، پاها در قير شب است.

                             (سهراب سپهری)

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
baran

مهم نيست که چقدر غر می زنی.....اميدوارم مادرت زودتر خوب شه.....

samira

سلام.ممنون از توضيحی که در مورد اون کتاب دادی.اميدوارم هر چه زودتر همه چيز خوب خوب شه.

kiya

سلام....خوبی.....من نميدونم چرا هر جا ميرم همه يه جورائی.........ولش کن. اميدوارم هميشه دلت شاد باشه....خوب حالا من يک گله اي از شما بکنم .... چرا شما فراموش ميکني وقتي آپديت مکني خبر بدي .. يک کامنت اينقدر سخته که نميتوني يک کامنت بذاري بگي آپ کردي ...ممنون ميشم خبر بدي ..فعلا

kiya

سلام......خوبی من آپ کردم منتظرم

حسین

سلام ................................. شعر باحالی انتخاب کردی ..................................... امیدوارم که حال مادرت زود خوبه خوب بشه .......... راستی دلت بسوزه اینجا داره برف می یاد

baran

باز که گم شدی.....؛)

نيما (آذرخش سرخ)

سلام. مرسی من خوبم. تونستی ياد بگيری ؟ اگه کافی نبود بگو تا بيشتر توضيح بدم.