خسته ام خسته ری را...می آيی همسفرم شوی؟؟ ....بدنم از خستگی تب کرده...و ديشب چه شب دردناکی بود...! دلم می خواست دلم را می شکافتم و همان جا که داشت با تبر می کوبيد را می انداختم دور! باز هم دارد به سراغم می آيد....بدنم از درد هم تب کرده!

/ 0 نظر / 3 بازدید